از روز های آخر آبان شروع شد | بلاگ

از روز های آخر آبان شروع شد

تعرفه تبلیغات در سایت
از روز هاي آخر آبان شروع شد
با يك قرار توي خيابان شروع شد
دلشوره داشتيم ولي ماجراي ما
با بوسه اي نجيب و شتابان شروع شد
يك سو من و صداي تو، يك سو تو و غزل
پيچيده بود قصّه و آسان شروع شد
آغوش گرم جيب تو بود و دو دست سرد
چتري نداشتيم كه باران شروع شد
...
در عمق چشم هاي تو افسوس بود و درد
سرما به مغز استُتُخوانم نفوذ كرد
انگار من نبودم وتنها دلم نشست
شب را غزل شنيد و كنار تو روز كرد
ديدار ما نه خاص، نه تازه، نه منحصر
تکرار يك سناريوي روزمرّه بود
درگير حسّ مبهم چشم تو شد دلم
اين شد كه طبع گيج من اين شعر را سرود
...
قبل از تو حال و روز من اينقدر بد نبود
طبع من عاشقانه سرودن بلد نبود
با يك نگاه در سرم افتاد عاشقي
حالم بد است، خانه ات آباد عاشقی
حالم بد است مانده ام انگار زير تيغ
اين بود ماجراي من و عاشقي رفيق
یک روز عصر ساعت شش كه هوا گرفت
اين قدر ساده عشق سراغ مرا گرفت

نرگس کاظمی زاده

آبان 1390

...
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 21 فروردين 1397 ساعت: 12:10