از روز های آخر آبان شروع شد
-
تاریخ: 1397/1/21 ساعت: 12:10
از روز هاي آخر آبان شروع شدبا يك قرار توي خيابان شروع شددلشوره داشتيم ولي ماجراي مابا بوسه اي نجيب و شتابان شروع شديك سو من و صداي تو، يك سو تو و غزلپيچيده بود قصّه و آسان شروع شدآغوش گرم جيب تو بود و دو دست سردچتري نداشتيم كه باران شروع شد...در عمق چشم هاي تو افسوس بود و دردسرما به مغز استُتُخوانم ...
ای کاش که خال گردنت باشم من
-
تاریخ: 1397/1/21 ساعت: 12:10
[unable to retrieve full-text content]ای کاش که خال گردنت باشم منxa0 گلدوزی شال گردنت باشم من ای عشق ببخشید ولی میخواهمxa0 همواره وبال گردنت باشم من نرگس کاظمی زاده
آهنگ خدا کند که مرا ناگهان رها نکنی
-
تاریخ: 1397/1/21 ساعت: 12:10
درود دوستانم ترانه خدا کند با گروه مدار و شعری از من امشب پا به عرصه موسیقی گذاشت . از همه دوستان و همکارانم سپاس گزارم.برای دانلود این آهنگ:1. در سمت چپ همین وبلاگ پایین پیوند ها، روی فلش کلیک کنید.2. در سایتهای معتبر موسیقی جست و جو کنید.3. از کانال تلگرام من https://t.me/kazemizadehnarges دانلود ...
شعری برای پدر
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:28
شعری برای دست پر از پینه ی پدرشعری به حرمت دل بی کینه ی پدربا گندمی که روضه ی رضوان فروختیمهم قیمت است سفره ی خاگینه ی پدر لبخند می زند به جهان، شرم می کننداین داغ های سر زده از سینه ی پدر ای وای من اگر که ببینم به خاطرمآهی نشسته بر تن آیینه ی پدر با قصه های هر شب او شعر گفتم وافسون شدم به رستم و ته...
نشسته منتظرت توی آشپزخانه
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:28
نشسته منتظرت توی آشپزخانهتن ظریف و غزلگوی آشپزخانه پرنده است و رها توی پیشبند سفیدچقدر خسته شده قوی آشپزخانهبرای تو که همیشه بهانه می گیریغریبه ای شده بانوی آشپزخانه بیا ببین به تفاهم نمی رسند انگارعروس مهر و ترازوی آشپزخانه قبول کن که پلنگ اتاق خواب توییاسیر و رام تو آهوی آشپزخانه ضمیرهای "من" و "ت...
من مثل سربازی که جا ماندست از لشکر
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:28
من , مثل سربازی که جا مانده است از لشکردلشوره دارم سرزمینم مانده بی یاورآخر چگونه می تواند باز برخیزدققنوس تنهایی که مانده زیر خاکستر گفتم که از تو دور باشم بهتر است اماآخر چگونه سر کنم بی تو شبی دیگر حس می کنم دارد کنارم می گذارد عشقجای مرا هم می دهد به ادمی بهتر دیدی ! امیدی نیست دیگر آریوبرزنشیرا...
من یک زنم از خالی سلول می ترسم
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:28
من یک زنم از خالی سلول می ترسماز فکر سقط کودکی معلول می ترسم من در اداره کارمندی ساده هستم کهاز خنده های مردک مسؤل می ترسماز اینکه روزی بعد تومجبور باشم بهانجام هر کاری برای پول می ترسم از شرم پیش کودکم هرگز نگفتم کهگاهی خودم هم از لولو و غول می ترسم می ترسم و حتی نمی دانم چرا امااز زندگی با وحشتی م...
تو را باید فراموشت کنم از فرط ناچاری
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:28
تورا باید فراموشت کنم از فرط ناچاریکه خیل عاشقانت رفته دیگر روبه بسیاری تو را ارزان خریدارند و من مبهوتم از اینکهچرا باید بیفتد کار ما با عشق بازاریهمیشه می توانم سر نهم بر حکمت اما عشقچگونه می توانی جانب حق را نگهداری؟ منی که عاشقانه پای هر آزار تو ماندمچرا از تو ببرّم بابت یک زخم تکراری دل لیلی شک...
خدا کند که مرا ناگهان رها نکنی
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 22:02
خدا کند که مرا ناگهان رها نکنیبمان که قلب مرا از خودم جدا نکنی من از نگاه حسودان شهر می ترسمبه اسم کوچکم اینجا مرا صدا نکنیو من تو را به دلم قول داده ام لطفابمان که حرف مرا پیش دل دو تا نکنی ای اتفاق قشنگی که دوستت دارم!روا نبود به این عشق اعتنا نکنی تویی که پاسخ هر پرسش منی از عشق!خدا کند که تو در
دادگاه
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 3:42
وقتی که در تمام جهان عکس ماه نیستآخر چگونه گفت که ابری سیاه نیست با زخم های کاری این روزگار شوم دیگر نفس که هیچ، پی ناله آه نیست این آسمان بدون زمین ارزشی نداشت آخر بدون کوه، که این کاه، کاه نیست گندم، بهشت، آدم بیچاره، آسمانحوا بدو.. نایست مجال گناه نیست من فصل بی کسی توأم عاشقم نشواین مرد گیج و خس...
فکر می کنم
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 3:42
شبها به ناگزیر تو را فکر می کنمسردرد می شوم به تو تا فکر می کنم با من چنان عجین شده ای که مردّدمپهلوی من نشسته ای یا فکر می کنم جایی برای غصّه و غم نیست در زمینوقتی که من به جای خدا فکر می کنم می ترسم از نگاه بد دیگران به توهر دم به آسمان و بلا فکر می کنم مجهول می شوی و برایم غریبه ای وقتی به جای تو...
گاه ماهی کوچک قرمز
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 3:42
خانه ی دوست کجاست؟» در فلق بود که پرسید سوارآسمان مکثی کردرهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشیدشعر نشانی - سهراب سپهری :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: گاه ماهی کوچک قرمز، قطره ای شورمی شوم گاهیبه تو نزدیک تر شدم، امّا از خودم دور می شوم گاهی دیشب از فرط غ...
تهران
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 3:41
مثل ایران کوچک و تنهایک وجب خاک دور افتادهمثل یک بچّه گربه ی خیسیکه درون تنور افتاده توی هر جوب زندگی کردیمثل یک موش کوچک و موذیسنّتی مثل پیچ شمرونیمثل جردن جدید و امروزی مثل یک سرو سبز آزادیمثل یک اختری که در حصریمثل یک مرد عاشق و شاعردر پیاده رو ولیعصری یک پسر بچّه ی عرق خوردهکه به یک فاحشه بدهکار...
شعری برای خواهرم نفس
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 3:41
برای نفسم, خواهرم نفس❤️xa0 xa0 تا کمی از تو دور می مانم اتفاقی دوباره می افتدچشم های تو که نمی خندندنفسم به شماره می افتد سال خوبی نبود میدانم بی خیالش.. به روزگار بخند زندگی کن که عاقبت یک روز روزهای قشنگ می ایند من برای تو که خود غزلی تا ابد شعر پست خواهم کرد تا بخندد همیشه لبهایت زندگی را درست خو...
خواستگاری .. بله
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 3:41
دختر شکست توی خودش داد زد: بله یعنی بله، دوباره بله، تا ابد بله دختر ببین شبیه همه نوبتت شده است منفی ترین جواب تو هم می شود بله وقتی که مرگ "راز بقا ی" تو میشود مانند "برّه ای" تو و این " مستند": بله شر می شود اگر که زبان وا کنی به: نهباید ردیف هر غزلت گل کند: بله این سرنوشت کیست؟ نگو از من است، نه...
حوا
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 3:41
من : از پرنده های مهاجر غریب ترتو: از گناه سرخ پدر نیز سیب تر حوای قصّه های تو ام,غرق وسوسهحوای قصّه های تو, اما نجیب تر صد بار آمدم که بچینم گناه راهر بار دست خالی من بی نصیب تر زرتشت پیش آتش تو کم می اورداردی جهنمی شده ای و مهیب تر دارم به چشم های تو ایمان میاورمای چشم هات از گل مریم صلیب تر انگار...
آن زن که با تو بود
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 3:40
من روی گازم، مثل سوپی سرد از دیشبدر تختخوابت هستم و می سوزمت در تب من در پذیرایی، اتاقِ خواب، حمّامتدر شعر های بی مجوز، بی سرانجامت من، روح سرگردان توی خانه ات شاید می بینمت در انتظاری و نمی آید می بینمت در حسرت آن ارتباطی که.. می بینمت در مه، در این تصویر ماتی که.. می بینی ام؟ حس میکنی اصلا حضورم ر...