سيندرلا Cinderella

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
شعری برای دست پر از پینه ی پدرشعری به حرمت دل بی کینه ی پدربا گندمی که روضه ی رضوان فروختیمهم قیمت است سفره ی خاگینه ی پدر لبخند می زند به جهان، شرم می کننداین داغ های سر زده از سینه ی پدر ای وای من اگر که ببینم به خاطرمآهی نشسته بر تن آیینه ی پدر با قصه های هر شب او شعر گفتم وافسون شدم به رستم و تهمینه ی پدر ای مهربانِ ساده، خراسانیِ صبوریار شفیق و همدم دیرینه ام: پدر حرفی به جز غزل که نمانده، همین غزلتقدیم دست های پر از پینه ی پدر نرگس کاظمی زاده برچسب‌ها: نرگس کاظمی زاده, شعر پدر, شعری برای پدر, شعری در مورد پدر, اشعار نرگس کاظمی زاده
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:28
برچسب‌ها : شعری,برای,پدر,
نشسته منتظرت توی آشپزخانهتن ظریف و غزلگوی آشپزخانه پرنده است و رها توی پیشبند سفیدچقدر خسته شده قوی آشپزخانهبرای تو که همیشه بهانه می گیریغریبه ای شده بانوی آشپزخانه بیا ببین به تفاهم نمی رسند انگارعروس مهر و ترازوی آشپزخانه قبول کن که پلنگ اتاق خواب توییاسیر و رام تو آهوی آشپزخانه ضمیرهای "من" و "تو" چقدر بدجنس اندچقدر پیر شده "او"ی آشپزخانه همیشه منتظرت هستم و تو هم هر وقتدلت گرفت بیا سوی آشپزخانه نرگس کاظمی زاده برچسب‌ها: نرگس کاظمی زاده, شعر آشپزخانه, آشپزخانه, نرگس کاظمی زاده شاعر
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:28
من , مثل سربازی که جا مانده است از لشکردلشوره دارم سرزمینم مانده بی یاورآخر چگونه می تواند باز برخیزدققنوس تنهایی که مانده زیر خاکستر گفتم که از تو دور باشم بهتر است اماآخر چگونه سر کنم بی تو شبی دیگر حس می کنم دارد کنارم می گذارد عشقجای مرا هم می دهد به ادمی بهتر دیدی ! امیدی نیست دیگر آریوبرزنشیرازمان افتاد آخر دست اسکندر من می روم تنها و سرگردان و بی مقصددر جنگ مفقودالاثر هم لازمست آخر نرگس کاظمی زاده برچسب‌ها: نرگس کاظمی زاده, شعر سربازی, من مثل سربازی, اشعار نرگس کاظمی زاده, شعر شیراز
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:28
من یک زنم از خالی سلول می ترسم
از فکر سقط کودکی معلول می ترسم

من در اداره کارمندی ساده هستم که
از خنده های مردک مسؤل می ترسم

از اینکه روزی بعد تومجبور باشم به
انجام هر کاری برای پول می ترسم

از شرم پیش کودکم هرگز نگفتم که
گاهی خودم هم از لولو و غول می ترسم

می ترسم و حتی نمی دانم چرا اما
از زندگی با وحشتی مجهول می ترسم

نرگس کاظمی زاده


برچسب‌ها: نرگس کاظمی زاده, من یک زنم از خالی سلول می ترسم, اشعار نرگس کاطمی زاده, شعر سقط, شعر زندان
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:28
برچسب‌ها : زنم,خالی,سلول,ترسم,
تورا باید فراموشت کنم از فرط ناچاریکه خیل عاشقانت رفته دیگر روبه بسیاری تو را ارزان خریدارند و من مبهوتم از اینکهچرا باید بیفتد کار ما با عشق بازاریهمیشه می توانم سر نهم بر حکمت اما عشقچگونه می توانی جانب حق را نگهداری؟ منی که عاشقانه پای هر آزار تو ماندمچرا از تو ببرّم بابت یک زخم تکراری دل لیلی شکست و نام مجنون بر زبان ها رفتچه سودی برده ای ای عشق از این مرد سالاری اگر چه مطمئنم عاقبت این عشق می گیردکه می گویند آسانی ست بعد از رنج و دشواری نرگس کاظمی زاده برچسب‌ها: نرگس کاظمی زاده, تو را باید فراموشت کنم, شعر عاشقانه, شعر غمگین, شعر فراموشی
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:28
خدا کند که مرا ناگهان رها نکنیبمان که قلب مرا از خودم جدا نکنی من از نگاه حسودان شهر می ترسمبه اسم کوچکم اینجا مرا صدا نکنیو من تو را به دلم قول داده ام لطفابمان که حرف مرا پیش دل دو تا نکنی ای اتفاق قشنگی که دوستت دارم!روا نبود به این عشق اعتنا نکنی تویی که پاسخ هر پرسش منی از عشق!خدا کند که تو در
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 22:02
برچسب‌ها :
وقتی که در تمام جهان عکس ماه نیستآخر چگونه گفت که ابری سیاه نیست با زخم های کاری این روزگار شوم دیگر نفس که هیچ، پی ناله آه نیست این آسمان بدون زمین ارزشی نداشت آخر بدون کوه، که این کاه، کاه نیست گندم، بهشت، آدم بیچاره، آسمانحوا بدو.. نایست مجال گناه نیست من فصل بی کسی توأم عاشقم نشواین مرد گیج و خسته ی تو، مرد راه نیست□□□حالا به رغم بی کسی ام عاشقم شدیتقصیر قلب شاعر و چشم و نگاه نیست تو متّهم به عشق شدی، مجرمی ببیناین جا خداست قاضی این دادگاه، نیست؟ وقتی تو عاشقی دل این شعر می زند من هم شریک جرم توأم، این صلاح نیست من اعتراض کرده ام اما خدا ندیدانگار ح
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 3:42
شبها به ناگزیر تو را فکر می کنمسردرد می شوم به تو تا فکر می کنم با من چنان عجین شده ای که مردّدمپهلوی من نشسته ای یا فکر می کنم جایی برای غصّه و غم نیست در زمینوقتی که من به جای خدا فکر می کنم می ترسم از نگاه بد دیگران به توهر دم به آسمان و بلا فکر می کنم مجهول می شوی و برایم غریبه ای وقتی به جای تو، به شما فکر می کنم حتی درون شعر مرا زجر می دهی سردرد می شوم به تو تا فکر می کنم   . . نرگس کاظمی زاده 1387 از کتاب " دارم به اشتباه شبیه تو می شوم"
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 3:42
خانه ی دوست کجاست؟» در فلق بود که پرسید سوارآسمان مکثی کردرهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشیدشعر نشانی - سهراب سپهری :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: گاه ماهی کوچک قرمز، قطره ای شورمی شوم گاهیبه تو نزدیک تر شدم، امّا از خودم دور می شوم گاهی دیشب از فرط غصّه به عکست حرفهای نگفته را گفتماینکه بی تو چقدر تنهایم، اینکه مجبور می شوم گاهی.. شعرها مثل برّه مظلومند، من ولی گرگ در لباس شبانشاعرم، آه بین اشعارم حرف ناجور می شوم گاهی زلزله، مرگ، وحشت چنگیز، سالها می شود که تب دارمگر چه خوارزم شاه تسلیم است، من نشابور می شوم گاهی در به در در پی تو
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 3:42
برچسب‌ها :
مثل ایران کوچک و تنهایک وجب خاک دور افتادهمثل یک بچّه گربه ی خیسیکه درون تنور افتاده توی هر جوب زندگی کردیمثل یک موش کوچک و موذیسنّتی مثل پیچ شمرونیمثل جردن جدید و امروزی مثل یک سرو سبز آزادیمثل یک اختری که در حصریمثل یک مرد عاشق و شاعردر پیاده رو ولیعصری یک پسر بچّه ی عرق خوردهکه به یک فاحشه بدهکاریآخرین لحظه های عمرت هم فحش و نفرین به روی لب داری قدغن یا مضّر و لذت بخشمثل سیگار بر لب دختررد شو از زندگی و پا بگذارروی یک خطّ قرمز دیگر مثل من خسته ای و مغروریمثل من با خودت تو هم سر کنآه تهران مست و سیگاریما شبیه همیم باور کن نرگس کاظمی زاده 1393  
نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 3:41