سيندرلا Cinderella

تعرفه تبلیغات در سایت
از روز هاي آخر آبان شروع شدبا يك قرار توي خيابان شروع شددلشوره داشتيم ولي ماجراي مابا بوسه اي نجيب و شتابان شروع شديك سو من و صداي تو، يك سو تو و غزلپيچيده بود قصّه و آسان شروع شدآغوش گرم جيب تو بود و دو دست سردچتري نداشتيم كه باران شروع شد...در عمق چشم هاي تو افسوس بود و دردسرما به مغز استُتُخوانم نفوذ كردانگار من نبودم وتنها دلم نشستشب را غزل شنيد و كنار
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 21 فروردين 1397 ساعت: 12:10

ای کاش که خال گردنت باشم من 

گلدوزی شال گردنت باشم من

ای عشق ببخشید ولی میخواهم 

همواره وبال گردنت باشم من

نرگس کاظمی زاده

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 21 فروردين 1397 ساعت: 12:10
درود دوستانم ترانه خدا کند با گروه مدار و شعری از من امشب پا به عرصه موسیقی گذاشت . از همه دوستان و همکارانم سپاس گزارم.برای دانلود این آهنگ:1. در سمت چپ همین وبلاگ پایین پیوند ها، روی فلش کلیک کنید.2. در سایتهای معتبر موسیقی جست و جو کنید.3. از کانال تلگرام من https://t.me/kazemizadehnarges دانلود کنید.خدا کند که مرا ناگهان رها نکنیبمان که
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 21 فروردين 1397 ساعت: 12:10
یک آسمان بهانه و یک دشت شاپرک این شد جواب گریه ی شب های دخترک دختر شروع کرد: پدر جان سلام, نه...پاسخ نداشت صاحب لب های پر ترک دختر ادامه داد: پدرجان نگاه کننیلی شده است صورتم از شدّت کتک بعد از تو خیمه های دل آتش کشیده شد آتش دلش نسوخت به احوال من که
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 18:37
از آن روزی که زمزم کرد دشت تشنه را هاجرصفا و مروه شد دنیای اسماعیل تا هاجر خلیل عشق بودن کار سختی نیست ابراهیمو این هم بازی عشق است، اما بی نوا هاجر که این وحی خدا بود و تو درکش میکنی امامیان عشق اسماعیل و تصمیم خدا، هاجر به او گفتی سفر مردانه است و
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 18:37

از روز هاي آخر آبان شروع شدبا يك قرار توي خيابان شروع شددلشوره داشتيم ولي ماجراي مابا بوسه اي نجيب و شتابان شروع شديك سو من و صداي تو، يك سو تو و غزلپيچيده بود قصّه و آسان شروع شدآغوش گرم جيب تو بود و دو دست سردچتري نداشتيم كه باران شروع شد...در عمق
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 18:37
شعری برای دست پر از پینه ی پدرشعری به حرمت دل بی کینه ی پدربا گندمی که روضه ی رضوان فروختیمهم قیمت است سفره ی خاگینه ی پدر لبخند می زند به جهان، شرم می کننداین داغ های سر زده از سینه ی پدر ای وای من اگر که ببینم به خاطرمآهی نشسته بر تن آیینه ی پدر با قصه های هر شب او شعر گفتم وافسون شدم به رستم و تهمینه ی پدر ای مهربانِ ساده، خراسانیِ صبوریار شفیق و همدم دیرینه ام: پدر حرفی به جز غزل که نمانده، همین غزلتقدیم دست های پر از پینه ی پدر نرگس کاظمی زاده برچسب‌ها: نرگس کاظمی زاده, شعر پدر, شعری برای پدر, شعری در مورد پدر, اشعار نرگس کاظمی زاده
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:28
نشسته منتظرت توی آشپزخانهتن ظریف و غزلگوی آشپزخانه پرنده است و رها توی پیشبند سفیدچقدر خسته شده قوی آشپزخانهبرای تو که همیشه بهانه می گیریغریبه ای شده بانوی آشپزخانه بیا ببین به تفاهم نمی رسند انگارعروس مهر و ترازوی آشپزخانه قبول کن که پلنگ اتاق خواب توییاسیر و رام تو آهوی آشپزخانه ضمیرهای "من" و "تو" چقدر بدجنس اندچقدر پیر شده "او"ی آشپزخانه همیشه منتظرت هستم و تو هم هر وقتدلت گرفت بیا سوی آشپزخانه نرگس کاظمی زاده برچسب‌ها: نرگس کاظمی زاده, شعر آشپزخانه, آشپزخانه, نرگس کاظمی زاده شاعر
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:28
من , مثل سربازی که جا مانده است از لشکردلشوره دارم سرزمینم مانده بی یاورآخر چگونه می تواند باز برخیزدققنوس تنهایی که مانده زیر خاکستر گفتم که از تو دور باشم بهتر است اماآخر چگونه سر کنم بی تو شبی دیگر حس می کنم دارد کنارم می گذارد عشقجای مرا هم می دهد به ادمی بهتر دیدی ! امیدی نیست دیگر آریوبرزنشیرازمان افتاد آخر دست اسکندر من می روم تنها و سرگردان و بی مقصددر جنگ مفقودالاثر هم لازمست آخر نرگس کاظمی زاده برچسب‌ها: نرگس کاظمی زاده, شعر سربازی, من مثل سربازی, اشعار نرگس کاظمی زاده, شعر شیراز
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:28
من یک زنم از خالی سلول می ترسم
از فکر سقط کودکی معلول می ترسم

من در اداره کارمندی ساده هستم که
از خنده های مردک مسؤل می ترسم

از اینکه روزی بعد تومجبور باشم به
انجام هر کاری برای پول می ترسم

از شرم پیش کودکم هرگز نگفتم که
گاهی خودم هم از لولو و غول می ترسم

می ترسم و حتی نمی دانم چرا اما
از زندگی با وحشتی مجهول می ترسم

نرگس کاظمی زاده


برچسب‌ها: نرگس کاظمی زاده, من یک زنم از خالی سلول می ترسم, اشعار نرگس کاطمی زاده, شعر سقط, شعر زندان
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:28

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :